مهندسي كشاورزي
كشور
ايران با وجود 37 ميليون هكتار اراضي داراي قابليت كشاورزي، 118 تا 100
ميليارد متر مكعب منابع آبي قابل استفاده و گسترش و تنوع آب و هوايي در 14
اقليم گوناگون (كشور ايران از لحاظ تنوع توليد زراعي و باغي بين كشورهاي
جهان رتبه هشتم را دارد)، پتانسيل بسيار خوبي در بخش كشاورزي دارد. البته
براي توسعه اين بخش مهم كه به حق آن را محور توسعه اقتصادي كشور تلقي
كردهاند، بايد از كشاورزي سنتي فاصله گرفت و با بهرهگيري از دانش
كشاورزي به كشاورزي مكانيزه نزديك شد، دانش و تخصصي كه در گرايشهاي مهندسي
كشاورزي آموزش داده ميشود.اين رشته در 7 گرايش علومدامي، باغباني، زراعت
و اصلاح نباتات، گياه پزشكي، علوم و صنايع غذايي، خاك شناسي و ترويج و
آموزش كشاورزي از بين داوطلبان گروه آزمايشي علوم تجربي دانشجو ميپذيرد.
گرايش علوم دامي:
هر
نوع دامي را كه بخواهيم به طريق علمي پرورش دهيم، با پنج مقوله
اساسي روبرو ميشويم. يكي بحث پرورش دام به نحو صحيح، منطقي و
عملي است كه در اين ميان تغذيه به عنوان عاملي بسيار مهم در
پرورش مطرح و در راستاي آن مسأله مراتع و كشت علوفه نيز مطرح
ميشود. دومين عامل، اصلاح نژاد است كه باعث ميشود تا دام پر
توليدتري داشته باشيم. سومين عامل، بهداشت است كه باعث كاهش
تلفات و ضايعات و افزايش توان توليد ميشود. عامل چهارم، مديريت
نيروي انساني است كه به ياري آن از نيروي فعال در مزارع به نحو
مطلوب بهره برداري ميشود. عامل آخر، توليدات و بازاريابي است كه
براساس اين عامل بايد بررسي كرد كه به چه نحوي توليدات به بازار
عرضه شود تا در سطح توليدات، افتي ايجاد نگردد.مهندسي علوم دامي به
بررسي و مطالعه اين پنج عامل و نقش آنها در پرورش دام ميپردازد.
البته در كشور ما پرورش هر دامي در رشته علوم دامي نميگنجد. براي
مثال پرورش آبزيان بيشتر در رشته شيلات مطرح ميشود؛ همچنين در كشور
ما پرورش سگ ، گربه يا خوك رايج نيست.
تواناييهاي لازم :
هر
داوطلب علوم دامي بايد بداند كه بخش قابل توجهي از دروس اين
گرايش جنبه عملي دارد و دانشجو بايد در دامداريها و زمينهاي زراعي با
نحوه پرورش و تغذيه دام آشنا گردد. از همين رو نبايد نسبت به بوي
كود يا دام حساس باشد و از حيواناتي مثل گاو و گوسفند يا حشراتي مثل
زنبور عسل بترسد. از لحاظ درسي نيز دانشجوي اين گرايش لازم است كه
به دروسي مانند آمار و زيستشناسي مسلط باشد.
موقعيت شغلي در ايران :
بسياري
از دامداران ما به ضرورت حضور يك كارشناس علوم دامي در دامداريها
واقف نيستند و در حالي كه خودشان از اوج شير، ركود سالانه، فاصله
زايمان، جيره نويسي، اصلاح نژاد و درصد تلفات و بيماريها اطلاعي
ندارند، از تخصص كارشناس علوم دامي نيز در زمينههاي فوق بهرهاي
نميبرند.البته اين به آن معنا نيست كه فارغالتحصيلان اين گرايش
هيچ موقعيت كاري ندارند، چون خوشبختانه در حال حاضر هر دامپروري
بايد از يك مهندس علوم دامي بهره بگيرد و همچنين بازار كار مهندسي
علوم دامي در روستاها و شهرستانها نسبتاً مطلوب است و فارغالتحصيلان
ميتوانند علاوه بر كار در جهاد كشاورزي در مرغداريها و دامداريهاي
خصوصي نيز كار كنند يا اينكه خود يك دامداري را راهاندازي
نمايند.همچنين ميتوانند در آزمايشگاههاي تغذيه براي خوراك يا آناليز
خوراك، آزمايشگاههاي اصلاح نژاد دام و مراكز تحقيقاتي امور دام و
آبزيان فعاليت نمايند.
درسهاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترك در 7 گرايش زراعت و اصلاح نباتات، علوم دامي،گياه پزشكي، ترويج و آموزش كشاورزي، باغباني، خاك شناسي و صنايع غذايي
رياضيات
عمومي، فيزيك عمومي، شيمي عمومي، اكولوژي، گياهشناسي، آمار و احتمالات،
بيوشيمي عمومي، زيستشناسي،آبياري عمومي، هوا و اقليمشناسي، اقتصاد
كشاورزي، خاكشناسي عمومي، زراعت عمومي، باغباني عمومي،حشرهشناسي و دفع
آفات، ماشينهاي كشاورزي، عمليات كشاورزي، اصول تبديل و نگهداري
فرآوردههاي كشاورزي، دامپروري عمومي، آشنايي با كامپيوتر.
دروس تخصصي گرايش علوم دامي :
تغذيه
دام ، اصول بهداشت دام، تشريح و فيزيولوژي دام، اصلاح دام ،
بيماريهاي دام و طيور، پرورش گاو شيري ، پرورش گوسفند و بز، پرورش
طيور، فيزيولوژي توليد مثل، مرتعداري ، پرورش زنبور عسل ، كارآموزي.
گرايش گياهپزشكي:
دانش
گياهپزشكي به جاي معالجه انسان به حفظ و معالجه گياهان اعم از
گياهان زراعي، زينتي و درختان ميوه ميپردازد و آنچه كه گياه را
رنج ميدهد و به سلامت آن صدمه ميزند، مطالعه و بررسي ميكند؛
يعنيدانشجوي اين گرايش با آفاتي كه در مزرعهها، انبارها، سيلوها و
كشتيها به بخشهاي مختلف گياه صدمه ميزند از قبيل حشرات، جوندگان
و علفهاي هرز يا بيماريهاي گياهي مانند قارچها، ويروسها و
باكتريها آشنا ميشود و نحوه سمپاشي را در مراحل مختلف رشد و نگهداري
از گياه و نحوه ضد عفوني انبارها را فرا ميگيرد. البته بايد توجه
داشت كه آنچه به گياه صدمه ميزند تنها بيماري نيست بلكه
سرمازدگي، گرمازدگي و حتي كمبود مواد غذايي در خاك نيز گياه را رنج
ميدهد و جزو ضايعات گياهي محسوب ميشود. از همين رو دانشجوي گياه
پزشكي بايد موارد فوق را بشناسد و نحوه جلوگيري از اين آسيبها را
بياموزد.
تواناييهاي لازم :
گياه
پزشك ايراني بايد از يك سو با گونههاي گياهي و جانوري طبيعي ايران
آشنا باشد و از سوي ديگر با موجودات زنده (آفات، بيماريها و علفهاي
هرز قرنطينهاي) كه دائم از مبادي ورودي رسمي يا از مرزهاي طولاني
كشور به صورت غيرقانوني وارد ميشوند، آشنا بوده و با آنها مبارزه
كند. در واقع مهندس گياهپزشكي كاري دشوار، پيچيده و پر مسؤوليت را
بر عهده دارد و بايد از بيوشيمي، بيولوژي و آمار، اطلاعات وسيع و
گستردهاي داشته باشد.همچنين گياهپزشكي نياز به حافظه قوي دارد
چون دانشجو بايد اسامي لاتين حشرات و قارچها و رده آنها را به خاطر
بسپارد و بالاخره دانشجوي اين گرايش بايد به كشاورزي و بخصوص
حشرهشناسي علاقهمند باشد. زيرا بخش عمدهاي از دروس اين گرايش
شامل آفات گياهي ميشود و در اين درس حشرات مضر براي آفات و
بيولوژي آنها آموزش داده ميشود.
موقعيت شغلي در ايران :
شايد
برخي از كشاورزان تصور كنند كه اطلاعات لازم را درباره آب و خاك
دارند اما هر كشاورزي ميداند كه براي مبارزه با آفات و بيماريهاي
گياهي بايد به يك متخصص مراجعه كند تا نوع سم و نحوه استفاده از
آن را فرا گيرد. به عبارت ديگر كشور به فارغالتحصيل علاقهمند و
تواناي گياهپزشكي نياز مبرمي دارد. وزارت كشاورزي، شهرداريها و
كلنيكهاي گل و گياه نيز از مراكز جذب فارغالتحصيلان اين گرايش
هستند.از سوي ديگر در حال حاضر مهندسين كشاورزي ميتوانند با استفاده
از طرح اشتغالزايي جهاد كشاورزي، از اين وزارتخانه وام گرفته و
گلخانه يا باغ ميوه ايجاد كنند.قابل ذكر است كه موقعيت
فارغالتحصيلان اين گرايش در شهرستانها بهتر است زيرا ميتوانند در
سازمان تحقيقات كشاورزي شهر خود فعاليت نمايند.
دروس تخصصي گياه پزشكي:
حشرهشناسي
، قارچشناسي، آفات مهم گياهان زراعي ، بيماريهاي مهم گياهان
زراعي، آفات مهم درختان ميوه، بيماريهاي مهم درختان ميوه، آفات و
بيماريهاي مهم گياهان زينتي، جاليزي و سبزيها، اصول مبارزه با
آفات و بيماريهاي گياهي، سمشناسي، تكنولوژي مبارزه شيميايي،
علفهاي هرز و كنترل آنها، آفات انباري، كارآموزي.
گرايش ترويج و آموزش كشاورزي:
يكي
از رسالتهاي مهم هر رشتهاي بردن دانش و علم آن رشته در بين
اقشار مختلف جامعه است. به عبارت ديگر مطالبي كه دانشجويان در
دانشگاهها فرا ميگيرند، مستقيماً براي عموم مردم قابل استفاده نيست
بلكه بايد تغيير و تحولي در آن صورت گيرد تا متناسب با سطح توانايي
هر يك از مخاطبان بتوان ايدهها و نوآوريها را در اختيارشان قرار
داد. در كشاورزي نيز ما با افراد مختلفي سر و كار داريم كه از لحاظ
سطح علمي و آگاهي در ردههاي متفاوتي قرار دارند. افرادي كه نياز
به دانش كشاورزي نوين دارند اما نميتوانند اين دانش را از كتب
كشاورزي به دست بياورند بلكه بايد متخصصاني باشند كه يافتههاي جديد
علمي را متناسب با سطح دانش و توان علمي اين دسته از مخاطبان در
اختيار آنها قرار دهند اين متخصصان همان مهندسين ترويج و آموزش
كشاورزي هستند.البته بخش آموزش اين گرايش شامل آموزشهاي رسمي نيز
ميشود؛ يعني دانشجويان مهندسي ترويج و آموزش كشاورزي در اين بخش
با نحوه برنامهريزي آموزشي، تدريس و مديريت هنرستانها و
دبيرستانهاي كشاورزي آشنا ميشوند.
تواناييهاي لازم :
مهندسي
ترويج و آموزش كشاورزي يكي از رشتههاي بين رشتهاي است چون
دروس آن حيطه گستردهاي از علوم مختلف شامل ارتباطات، روانشناسي
تربيتي، تكنولوژي آموزشي، علوم تربيتي، مديريت، كامپيوتر، آمار و
كشاورزي را دربرميگيرد.به همين دليل دانشجوي اين گرايش بايد هم در
دروس مهم مهندسي كشاورزي مانند زيستشناسي، شيمي و رياضي قوي باشد و
هم توانمنديهاي لازم براي تدريس را داشته باشد؛ يعني بايد صبر و
حوصله بسيار داشته و با كوچكترين عدم پذيرش از سوي كشاورزان، دلسرد
نشود. در ضمن بايد نوانديش و خلاق باشد تا بتواند به بهترين نحو به
ترويج و آموزش كشاورزي بپردازد و از روشهاي متعدد و متفاوت تكنولوژي
آموزشي مثل تهيه پوستر، فيلم و عكس در اين راه استفاده نمايد.
همچنين بايد شخصيتي برونگرا داشته باشد تا بتواند با طبقات مختلف
جامعه به خصوص قشر روستايي ارتباط برقرار كند و با جلب اعتماد آنها،
دانش تئوري و عملي را به كشاورزان منتقل سازد و در نهايت لازم
است كه از محيط روستايي و فعاليتهاي كشاورزي لذت ببرد و علاقهمند
به همكاري و كمك به ديگران باشد.
موقعيت شغلي در ايران :
مهندسين
ترويج و آموزش كشاورزي ميتوانند به عنوان رئيس سازمان كشاورزي
استان، مجري طرحهاي تحقيقاتي - ترويجي، كارشناس ترويج و آموزش در
وزارت تعاون، صندوق بيمه و سازمان مديريت و برنامهريزي مشغول به
فعاليت شوند و باعث ارتقاي سطح زندگي روستاييان گردند. يا به عنوان
كارشناس، گروهي از مروجين را براي انتقال يافتههاي نوين به
روستاييان آماده كرده، بر كار آنها نظارت كنند.همچنين ميتوانند به
عنوان مدير، آموزشگر، برنامهريز آموزشي يا تكنولوژيست آموزشي در
هنرستانها و دبيرستانهاي كشاورزي فعاليت نمايند يا در سمينارها و
كنگرههاي علمي مسؤول وسايل ديداري و شنيداري شوند و به عنوان
سردبير روزنامهها و نشريات كشاورزي در جامعه خدمت كنند.لازم به ذكر
است كه در بخش كشاورزي، نياز به آموزش هم براي زنان و هم براي
مردان روستايي وجود دارد، بنابراين فارغالتحصيلان اين گرايش چه زن و
چه مرد ميتوانند فرصت شغلي مناسبي داشته و نقش بسيار ارزندهاي در
بهبود وضعيت روستاييان داشته باشند.
دروس تخصصي گرايش ترويج و آموزش كشاورزي :
مقدمات
روانشناسي تربيتي، جامعه شناسي روستايي ، مقدمات مردمشناسي
عشايري ، اصول آموزش و پرورش ، اصول آموزش بزرگسالان، اصول آموزش
كشاورزي، اصول ترويج كشاورزي، اصول مديريت آموزش و ترويج ، اصول
برنامهريزي ترويجي، طرح و تهيه برنامه آموزشي، نوآوري و نوپذيري،
آموزش سمعي و بصري ، اصول مقاله نويسي فني و ترويجي، ترويج و
آموزش كشاورزي عملي .
گرايش باغباني:
باغباني
آميختهاي از علم، هنر، تجربه و مهارت در پرورش گياهان باغباني
است. گياهاني كه شامل درختان ميوه، گلها و گياهان زينتي، سبزيجات
و گياهان دارويي ميشود و دانشجوي مهندسي باغباني در طي چهار سال
با ويژگيهاي ژنتيكي اين چهار دسته از گياهان، پاسخهايي كه گياهان
به شرايط محيطي ميدهند و پاسخهايي كه به تيمارهاي ما مثل
آبياري، كود، هرس و ... ميدهند، آشنا ميشود و به خاطر همين
بررسيهاي دقيق فيزيولوژيكي گياهان است كه باغباني يك رشته علمي
است، علمي كه باعث بهتر شدن كميت و كيفيت محصولات باغباني شده
است. براي مثال به ياري علم باغباني، گياهان زينتي دوام بيشتري
پيدا كرده و گلهاي بزرگتري ميدهند. يا در قديم بعضي از خيارهايي
كه ميخريديم تلخ بود اما امروزه به ياري اصلاح نژاد و رسيدگيهاي
لازم خيار تلخ وجود ندارد.
تواناييهاي لازم :
باغباني
يك كار عملي است، بايد آن را حس كرد، بايد با آب و خاك ارتباط
برقرار كرد و بايد بررسي كرد كه در زمينه باغباني چه كارهايي در دنيا
انجام شده است و از آنها ايده گرفت. به همين دليل دانشجوي مهندسي
كشاورزي ـ باغباني لازم است كه سرِ زمين برود و به كار با خاك و گل و
گياه علاقهمند باشد.همچنين دانشجوي اين گرايش بايد به علوم زيستي
به ويژه گياهشناسي علاقهمند بوده و به آن تسلط داشته باشد براي
اينكه تنوع گياهي در اين گرايش فوقالعاده زياد است.گفتني است كه
باغباني به خاطر ماهيت گياهان بخصوص گياهان زينتي با مسائل ذوقي
سر و كار دارد. بنابراين افرادي كه زمينههاي هنري در آنها قوي است و
به گل و گياه نيز علاقه دارند، در اين گرايش موفقتر خواهند شد.
موقعيت شغلي در ايران :
باغباني
از نظر اقتصادي رشته پردرآمدي براي توليدكنندگان است، چون
فارغالتحصيلان اين گرايش در صورت داشتن سرمايه لازم ميتوانند به
توليد گلها، گياهان زينتي و دارويي، سبزيجات يا ميوههاي گلخانهاي
بپردازند.از سوي ديگر چون دانشگاه آزاد اسلامي در سطح وسيعي دانشجوي
مهندسي باغباني نميگيرد، هنوز بازار كار اين گرايش اشباع نشده
است.فارغالتحصيلان مهندسي باغباني ميتوانند در سازمان برنامه و
بودجه يا جهاد كشاورزي نيز كارهاي تحقيقاتي و آزمايشگاهي انجام دهند
يا به عنوان كارشناس در مزارع و باغهاي خصوصي فعاليت نمايند.
دروس تخصصي گرايش باغباني:
اصول
باغباني، اصول اصلاح نباتات، علفهاي هرز و كنترل آنها، حاصلخيزي
خاك و كودها، ازدياد نباتات ، سبزيكاري عمومي، سبزيكاري خصوصي،
ميوههاي مناطق معتدل ، فيزيولوژي بعد از برداشت، گلكاري ، ميوههاي
ريز، اصلاح و بذر گيري گل و گياه ، ميوههاي گرمسيري و نيمه
گرمسيري، فيزيولوژي گياهي ، كارآموزي .
گرايش خاكشناسي:
مهندسي
كشاورزي ـ خاكشناسي به شناسايي خاك، بهرهبري از خاك در جهت
توليد مواد غذايي و حفاظت از محيط زيست، مديريت خاك و آب، آلودگي
خاك، اصلاح خاكهاي شور و قليايي، مصرف بهينه كودهاي شيميايي و
آلي و كاربري خاك براي مصارف گوناگون از قبيل جنگل، مرتع، زراعت
آبي، زراعت ديم و شهرسازي ميپردازد. به عبارت ديگر دانشجويان اين
گرايش با مراحل پيدايش و تكامل خاك، ردهبندي و نامگذاري انواع
خاك، روشهاي مختلف كنترل فرسايش و حفظ، نگهداري و تقويت خاكهاي
زراعي آشنا ميشوند و رابطه بين خاك با آب و گياه و عوامل مختلف
اقليمي را مطالعه ميكنند و با بررسي خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك و
واكنش آن در برابر اضافه يا كم شدن مواد مختلف به بهروري هرچه
بيشتر محصولات زراعي كمك ميكنند.
تواناييهاي لازم :
دروس
پايه در مهندسي كشاورزي ـ خاكشناسي، شيمي و زمينشناسي است و
دانشجويان اين گرايش بايد به اين دروس و همچنين محيط زيست و منابع
طبيعي علاقهمند باشند و آمادگي كار در آزمايشگاهها، صحرا و مزارع را
داشته باشند.
موقعيت شغلي در ايران :
فرض
كنيد كه يك باغدار ميخواهد باغي 30 يا 50 هكتاري را كود بدهد. تعيين
ميزان كود و نوع كود برعهده مهندس كشاورزي ـ خاكشناسي است.
همچنين مهندس اين گرايش ميتواند كاربري زمينهاي مختلف را تعيين
كند؛ يعني مشخص كند كه يك زمين براي زراعت، باغباني يا مسكن
مناسب است. در ضمن نوع محصول مناسب براي زمين زراعي را نيز
پيشنهاد بدهد. در حال حاضر نيز مهندس كشاورزي ـ خاكشناسي ميتواند در
وزارت جهاد كشاورزي، محيط زيست، شهرداريها يا در بخش خصوصي فعاليت
كند.
دروس تخصصي گرايش خاكشناسي:
فيزيك
خاك، شيمي خاك، خاكهاي شور و قليايي، پيدايش و ردهبندي خاكها،
حاصلخيزي خاك و كودها، بيولوژي خاك، فرسايش و حفاظت خاك، رابطه آب
و خاك و گياه، ارزيابي خاكها و اراضي، نقشهبرداري خاكها، مباني
زهكشي، تغذيه گياه، كارآموزي.
گرايش زراعت و اصلاح نباتات:
زراعت
و اصلاح نباتات در كنار گرايشهاي باغباني و علوم دامي يكي از سه
گرايش توليدكننده مهندسي كشاورزي است. در اين ميان گرايش زراعت و
اصلاح نباتات به رشد و نمو، ميزان عملكرد و روشهاي بهينهسازي توليد
گياهان زراعتي نظير گندم، جو، ذرت، چغندر قند، سويا و آفتابگردان
ميپردازد. گياهاني كه غذاي انسان و دام به آنها وابسته است و در
واقع مهمترين گياهان زراعتي به شمار ميآيند. همچنين در اين گرايش
طريقه اصلاح گياهان كه پايه ژنتيكي دارد، مطالعه ميشود تا با
اصلاح ژنتيكي، گياهاني با كيفيت و بازدهي بيشتري داشته باشيم.
براي مثال با تلاقي گندمهاي مختلف، گندمي را توليد كنيم كه
بالاترين بازدهي و بهترين كيفيت را داشته باشد.
تواناييهاي لازم :
استادان
و متخصصان اين گرايش معتقدند كه زندگي شخصي دانشجويان زراعت و
اصلاح نباتات بايد به نوعي وابسته به كشاورزي باشد. چون تجربه
نشان داده شده است، دانشجوياني كه زندگي شهري دارند در دروس عملي
كشاورزي با مشكلات زيادي مواجه ميشوند. همچنين افرادي كه به كار
در مزرعه و آزمايشگاه علاقهمند باشند در اين گرايش موفقتر هستند.
موقعيت شغلي در ايران :
اگر
فارغالتحصيل اين گرايش سرمايه داشته باشد به خوبي ميتواند يك
زمين زراعي را به صورت مكانيزه اداره كند و در صورت نداشتن سرمايه
نيز ميتواند جذب مؤسسات توليد واحدهاي كشاورزي گردد. به ويژه اين
كه با اجراي آئيننامههاي نظام مهندسي كشاورزي كه توسط مجلس
تصويب شده است، هر زمين زراعي اعم از دولتي و خصوصي بايد تحت
نظارت يك مهندس زراعت و اصلاح نباتات اداره گردد. گفتني است در
حال حاضر دولت به هريك از فارغالتحصيلان مهندسي كشاورزي در صورت
داشتن توانمنديهاي لازم 20 ميليون تومان وام براي انجام
فعاليتهاي كشاورزي ميدهد.
دروس تخصصي گرايش زراعت و اصلاح نباتات :
مرتعداري،
ديمكاري، علفهاي هرز و كنترل آنها، رابطه آب و خاك و گياه، اصول
اصلاح نباتات، اصلاح نباتات خصوصي، زراعت نباتات صنعتي، زراعت
نباتات علوفهاي، فيزيولوژي گياهان زراعتي، كارآموزي.
مهندسي منابع طبيعي زمين
سبز بود؛ به سبزي بهشت و رودخانه تميز و شفاف و زلال، و طبيعت با بارش هر
باران از شادابي و طراوات لبريز ميشد. سالها گذشت. جمعيت شهر رو به
فزوني گذاشت. خانههاي تازه ساخته شد و به جاي درختان سرسبز، كارخانهها
جان گرفتند. چرخهاي توليد كارخانه كه به كار افتاد، فاضلاب صنعتي را به
ميان آب رودخانه جاري ساخت. آن وقت ماهيهاي كوچك و بزرگ، ذرات آلوده كننده
آب را با آب ششهايشان تنفس كردند و گروه گروه جان باختند. آب، خاك و هواي
آلوده، نفس درختان را نيز قطع كرد و اكنون ما در اين زمين كه با دستهاي
خودمان، خاكسترياش كردهايم، هر لحظه شاهد مرگ سبزي و سبزينگي،پاكي و
شادابي و در نهايت هستي و زندگي هستيم. اين بحران در كشور ما بسيار جدي و
فراگير به چشم ميخورد. براي مثال در مناطق كليدي و شاخصي همچون پارك ملي
گلستان و منطقه حفاظت شده جهاننما، ذخاير حيات وحش ما نسبت به دهه 50 به
يك چهارم و در مقايسه با دهه 60 به نصف تقليل يافته است. به عبارت ديگر،
ذخيره كنوني جمعيت حيات وحش كشور ما 25% دهه 50 و 50% دهه 60 است !حال چه
بايد كرد؟ و چگونه ميتوان بار ديگر آسمان را آبي و زمين را با رنگهايي
زنده و شاداب رنگآميزي نمود و حيات و زندگي را به طبيعت ايران
بازگرداند؟كارشناسان منابع طبيعي با بررسي علم اكولوژي، حل مسائل
زيستمحيطي، ارائه طرحهاي عملي براي حفظ و توسعه پوشش گياهي، بهرهبرداري
صحيح از اراضي مطابق با قابليت آنها، توسعه فعاليت آبخيزداري و مديريت آب
و خاك، تلاش ميكنند تا اين آرزو را محقق سازند.اين رشته در مقطع كارشناسي
داراي 5 گرايش محيطزيست، مرتع و آبخيزداري، جنگلداري، شيلات و علوم و
صنايع چوب و كاغذ است. گرايش محيطزيستمحيطزيست يك رشته چند بخشي يا بين
رشتهاي است و آميختهاي از علوم بيولوژي، اكولوژي، فيزيك، شيمي، رياضي،
آمار، اكولوژي كاربردي و جغرافيا ميباشد. اين گرايش تلاش ميكند تا بين
محيط انسان يا محيط شهري و محيط فراشهري مثل مرتع، جنگل و ... پل بزند تا
بشر با استفاده از دانش روزافزون خود به نحوي عمل كند كه با نيازها و
اميدهايش هماهنگي بيشتري داشته باشد و در نهايت زندگي بهتري رابراي خود و
آيندگان فراهم سازد.همچنين تلاش ميكند تا با ارائه دانش و آگاهيهاي لازم
درباره اكولوژي حيات وحش، اكولوژي درياها، نحوه آلودگي محيطزيست، نحوه
طراحي پاركهاي ملي و جنگلي و ... به حمايت و حفاظت از محيطزيست و حل
مشكلات زيست محيطي بپردازد.در كشور ما محيط زيست در مقطع كارشناسي يكي از
گرايشهاي مهندسي منابع طبيعي است و در آن بيشتر به اكوسيستمهاي طبيعي
پرداخته ميشود، اما استادان محيطزيست معتقدند كه بايد مثل ساير كشورهاي
دنيا، محيطزيست را به عنوان يك رشته مجزا ارائه دهيم و در آن علاوه بر
اكوسيستمهاي طبيعي به اكوسيستمهاي شهري نيز پرداخته شود. چون در حقيقت
محيطزيست به تعامل و ارتباط بين محيطهاي انساني و طبيعي ميپردازد و صحيح
نيست كه اين دو را مجزا از يكديگر بررسي كنيم.(در سال 83 مهندسي محيط زيست
به عنوان يك رشته مجزا در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي، وابسته به وزارت
آموزش و پرورش ارائه شده است.)
موقعيت شغلي در ايران :
در
سال 1382 ارزش اقتصادي هر هكتار دريا از نظر تعديل و تنظيم گازها، كنترل
آشفتگي، تنظيم آب، تهيه آب، تصفيه آب، توليد مواد غذايي، تامين مواد خام،
ارزش فرهنگي، توريسم و ... 71609310 ريال، هر هكتار ساحل 50244800 ريال،
هر هكتار جنگل 12015600 ريال، هر هكتار مرتع 2876800 ريال و هر هكتار
تالاب 183334000 ريال محاسبه شده است.متأسفانه بسياري از اين منابع
ارزشمند كه تجديدناپذير يا به سختي قابل تجديد هستند، در كشور ما به دليل
بيمبالاتي و بيتوجهي در معرض نابودي قرار گرفتهاند. چرا كه ما توجه به
قوانين و معيارهاي محيطزيست را يك امر ضروري و اجتنابناپذير نميدانيم و
حتي در نظر برخي از شركتها و سازمانها، سازمان حفاظت محيطزيست، يك
سازمان دردسرآفرين است و بايد به نحوي از زير اصول و قوانين آن شانه خالي
كرد!و باز به همين دليل در طرحها و پروژههاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي
ما، محيط زيست نه تنها حرف اول را نميزند بلكه در انتها نيز جايگاه مشخصي
ندارد! با اين همه، چون امروزه مسائل و مشكلات زيستمحيطي صرفاً به يك
كشور، يك منطقه يا يك قاره محدود نميشود و هيچ كشوري نميتواند ادعا كند
كه انتشار آلودگي و مشكلات ناشي از آن، مختص به كشور متبوعش ميباشد، حفظ
محيطزيست به يك ائتلاف جهاني تبديل شده است و تمام كشورها و جوامع بشري
پذيرفتهاند كه بايد در توسعه صنعتي با توجه به ارزيابي دقيق زيستمحيطي،
تجديد نظر كرد.
اين امر باعث شده است كه در كشور ما نيز متخصصان
محيطزيست در تمام مقاطع تحصيلي بويژه كارشناسيارشد و دكترا در سازمانهاي
متعددي از جمله:
سازمان حفاظت محيطزيست، شهرداريها، مهندسين مشاور،
وزارت كشور، وزارت نيرو، سازمان توسعه و برنامهريزي، وزارت صنايع،
وزارت نفت حضور داشته باشند. تا جايي كه به گفته دكتر مخدوم استاد محيط
زيست دانشگاه تهران، هيچ يك از فارغالتحصيلان كارشناسيارشد و دكتراي
محيطزيست بيكار نيستند.
درسهاي اين رشته در طول تحصيل :
دروس مشترك در گرايشهاي مختلف مهندسي منابع طبيعي:
رياضيات،
فيزيك عمومي، زمينشناسي، گياهشناسي، اكولوژي، شيمي عمومي، زيست شناسي،
آمار و احتمالات، هوا و اقليمشناسي، خاكشناسي عمومي، قوانين و مديريت
منابع طبيعي، جامعهشناسي روستايي، آشنايي با كامپيوتر، هيدرولوژي عمومي،
دروس تخصصي گرايش محيط زيست :
اكولوژي
حياتوحش، مباني مديريت حياتوحش، بيولوژي حيوانات شكاري، پرندهشناسي،
قوانين و مديريت محيطزيست و شيلات، اكولوژي درياها، فنون مديريت حيات
وحش، آلودگيهاي محيطزيست، انسان و محيطزيست، پاركهاي ملي، جنگل و
پرديسها، طراحي و مهندسي پاركهاي ملي و جنگلي، ارزيابي محيطزيست،
پاركداري، جلسه بحث، پروژهگرايش مرتع و آبخيزداريدر گرايش مرتع و
آبخيزداري دانشجويان ميآموزند كه با توجه به امكانات آبي، خاكي، اقليمي،
زمينشناسي و پوشش گياهي چگونه ميتوان از عرصه منابع طبيعي، به ويژه از
مراتع موجود، بيشترين بهره را برد براي مثال با توجه به پوشش گياهي يك
منطقه، چه مقدار ميتوان دام وارد منطقه كرد و چه مقدار عرصه كشاورزي داشت؟
همچنين به ياري مديريت آبخيزداري ميتوان از مسائلي مثل سيلاب و خشكسالي
كه ضررهاي هنگفت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي دارد، جلوگيري كرد. به
عبارت ديگر، كارشناس اين رشته با تقويت پوشش گياهي، اصلاح آبراههها و
بانكتزدن (ايجاد خطوط افقي بر روي دامنه كوهها و تپهها و كاشت نهال)
ميتواند از فرسايش خاك و ايجاد سيلاب جلوگيري كند.اهميت اين مسأله زماني
آشكار ميشود كه بدانيم كشور ما به دليل پيشروي شنهاي روان به مناطق مركزي
و شرقي كشور، در معرض بيابانزايي قرار دارد. همچنين فرسايش خاك، موجب
پرشدن مخازن سدها و آسيبرساني جدي به اين منابع ارزشمند ميگردد. به همين
دليل، لازم است به ياري متخصصان مرتع و آبخيزداري، از فرسايش آب و خاك
جلوگيري كرد و در جهت اصلاح و توسعه مراتع قدم برداشت.
موقعيت شغلي در ايران :
شرط
اول حيات اقتصادي ـ سياسي هر كشور، استقلال و وجود نيروي انساني متعهد،
متفكر و كاردان است. زيرا نيروي انساني لايق و كاردان ميتواند با استفاده
از قدرت تصميمگيري و استقلال و برنامهريزي خوب دولت، از عامل دوم؛ يعني
منابع سرشار خدادادي از قبيل آب، خاك، جنگل، مرتع براي بهبود زندگي و رفاه
مردم و جامعه بهرهبرداري كند. به عبارت ديگر تعادل اين دو عامل، شرط مطلوب
و اساسي بهرهوري بهينه و تداوم حيات يك جامعه است.كارشناسان منابع طبيعي
نقش مهمي در ايجاد تعادل بين اين دو عامل دارند. زيرا از يك سو، عامل مهمي
در حفظ و گسترش منابع طبيعي هستند و از سوي ديگر، نحوه استفاده و
بهرهبرداري بهينه از اين منابع را ميدانند.براي مثال، فارغالتحصيلان
گرايش مرتع و آبخيزداري ميتوانند با برنامهريزيهاي صحيح و نظارت بر حسن
اجراي آنها و آموزش به منظور اصلاح و توسعه مراتع، جلوگيري از فرسايش آب و
خاك و پر شدن مخازن سدها و تثبيت شنهاي روان، نقش بسيار مهمي در حفظ و
گسترش منابع طبيعي از قبيل مرتع، آب و خاك داشته باشند.در كل فارغالتحصيل
توانمند اين رشته، فرصتهاي شغلي مناسبي در شركتهاي دولتي، خصوصي و
نيمهخصوصي مرتبط با وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي، مؤسسه تحقيقات مرتع،
مؤسسه تحقيقات خاك و حفاظت آبخيزداري، سازمان جنگلها و شركتهاي مشاوره
منابع طبيعي دارد.
دروس تخصصي گرايش مرتع و آبخيزداري :
شناسايي
گياهان مرتعي، ژئو مرفولوژي، زراعت نباتات علوفهاي، خاك مناطق خشك و
نيمهخشك، هيدرولوژي كاربردي، حفاظت خاك، كارتوگرافي، ارزيابي خاكهاي
زراعي، اكولوژي مرتع، دامداري، اصلاح و توسعه مراتع، آناليز و ارزيابي
مراتع، جنگلكاري در مناطق خشك، آبخيزداري، مقدمات مردمشناسي عشايري،
جلسه بحث، پروژه.
گرايش شيلات:
صنعت
شيلات در كشور ما در مقايسه با تحولاتي كه در صيد و صيادي جهان در 50 سال
اخير روي داده، نسبتاً جوان است و حتي سرانه مصرف ماهي در ايران از 5/4
كيلوگرم فراتر نرفته است؛ رقمي كه همرديف سرانه ماهي در كشورهاي فاقد ذخاير
آبزيان است. اين در حالي است كه آبزيان، به دليل كاهش كلسترول
خون،جلوگيري از بروز بيماريهاي قلب و عروق، وجود انواع اسيدهاي آمينه
مورد نياز براي رشد و نمو بدن و داشتن درصد قابل توجهي مواد معدني و
ويتامين، ارزش غذايي بيشتري نسبت به گوشتهاي قرمز و سفيد دارند.از سوي
ديگر، فعاليتهاي شيلاتي در كشور، صرفنظر از تأمين بخشي از مواد پروتئيني،
منبع مناسبي براي اشتغال، تأمين ارز و اهرمي براي توسعه و عمران مناطق
ساحلي است. در واقع، در برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور،
شيلات جايگاه مهمي دارد.شك نيست كه اجراي طرحهاي شيلاتي كشور، به نيروهاي
كارآمد و متخصص نيازمند است، افرادي كه با استفاده از منابع آبي براي
تأمين پروتئين مورد نياز مردم فعاليت كنند.هدف رشته مهندسي منابع طبيعي
گرايش شيلات، پرورش و آموزش كارشناسان و متخصصان در همين زمينه است. در اين
گرايش، دانشجويان با علوم مختلف بيولوژي جانوري، گياهي و اكولوژي دريايي
به عنوان زيربناي شيلات آشنا ميشوند ، درباره آبزيان آبهاي داخلي و
دريايي، نحوه تكثير و پرورش آبزيان، صيد و صيادي ونحوه عملآوري
فرآوردههاي دريايي مطالعه ميكنند.اهميت اين رشته زماني آشكارتر ميشود
كه بدانيم بهرهبرداري صحيح و پايدار از منابع دريايي، حفاظت از منابع و
بازسازي ذخاير، تنوعبخشي در توليد و افزايش توليد، بهبود و ارتقاي كيفيت
محصولات شيلاتي از توليد به مصرف، استفاده از فناوريهاي جديد مهندسي ژنتيك
در شيلات، توليد فرآوردههاي بيولوژيك، اشتغال و درآمد ارزي، بدون نگرش
علمي و متكي بر يافتههاي تحقيقاتي در شيلات، امكانپذير نيست.
موقعيت شغلي در ايران :
آمارهاي سازمان كشاورزي و خواروبار جهاني "فائو" نشان ميدهد كه درآمد
خالص حاصل از تجارت ماهي (صادرات منهاي واردات) كشورهاي در حال توسعه،
اخيراً به 7/17 ميليارد دلار رسيده است. اين رقم بزرگتر از ارزش كل صادرات
چاي، برنج، كاكائو و قهوه است.در كشور ما نيز صنعت شيلات نقش مهمي در ايجاد
اشتغال، بويژه از جهت كيفي دارد. زيرا بخش عمدهاي از فعاليتهاي شيلات در
مناطق دورافتاده و محروم انجام ميشود؛ مناطقي كه حضور فعاليتهاي انساني
از ديد سياسي و امنيتي بسيار مهم است. همچنين، ايفاي نقشي كه فعاليتهاي
شيلاتي در كاهش پديده بيكاري پنهان در مناطق روستايي و سواحل صيادي دارد،
براي كشور حائز اهميت است. زيرا فعاليتهايي كه به منظور استفاده از منابع
كوچك آبي طبيعي و نيمهطبيعي براي پرورش ماهي، صنايع كوچك پشتيباني، و
فرآوري و تعمير ادوات صيادي انجام ميشود، در كاهش بيكاري پنهان و افزايش
درآمد ساكنان اين مناطق، بسيار مؤثر است. همانطور كه پيش از اين گفتيم،
براي اجراي برنامههاي شيلات، پرورش افراد فني و كارشناس از اهميت خاصي
برخوردار است؛ افرادي كه ميتوانند با توسعه فعاليتهاي آبزي پروري،
بازسازي ذخاير درياي خزر و منابع آبهاي داخلي، ترويج مصرف آبزيان پرورشي
به عنوان غذاي سلامتي، بهبود كيفيت عرضه آبزيان پرورشي، ايجاد مزارع
انفرادي پرورش آنها و مراكز تكثير آبزيان، ارائه آموزشهاي مورد نياز آبزي
پروران به منظور تقويت و ارتقاي دانش فني توليد كنندگان، مطالعه وارائه
مناسبترين روشهاي تكثير و پرورش آبزيان ، افزايش راندمان و بهبود كيفيت
آبزيان پرورشي، شناسايي و مطالعه اراضي مستعد توسعه پرورش آبزيان و انجام
تحقيقات در امر شناخت بيماريها، بهداشت و تغذيه آبزيان، نقش بسيار مهم و
اساسي در رشد و ارتقاي صنعت شيلات بر عهده داشته باشند.
دروس تخصصي گرايش شيلات :
ليمونولوژي،
اصول تكثير و پرورش آبزيان، تكثير و پرورش ماهي، تكثير و پرورش آبزيان،
اكولوژي درياها، اصول تغذيه آبزيان، ماهيشناسي عمومي، بيماريها و
انگلهاي آبزيان، هيدروتكنيك و طراحي استخرها، ماهيشناسي و سيستماتيك،
بهداشت و تكنولوژي فرآوردههاي شيلاتي، هيدروشيمي، جلسه بحث، پروژه.
گرايش جنگلداري:
گرايش جنگلداري مجموعهاي از علوم و فنون است كه براي شناخت جوامع مختلف
جنگلي و آگاهي از كيفيت و كميّت آنها، تربيت، پرورش و بهرهبرداري مستمر از
توليدات جنگلي، روشهاي مختلف قطع و حمل درختان قطع شده، جادهسازي درجنگل
و مهمتر از همه، حفاظت، احيا و توسعه مناطق جنگلي به عنوان تعديل و تنظيم
كننده شرايط آب و هوايي و خاكي و منبع توليد كننده چوب به كار گرفته
ميشوند.براي مثال، دانشجويان با مطالعه درس "حمايت جنگل" با عوامل تخريب
جنگل آشنا شده و روشهاي بهبود و حفاظت و نگهداري از جنگل را ميآموزند؛
روشهايي كه ميتواند عامل كاهش فرسايش خاك و فراهم ساختن زيستگاههايي
براي حيات وحش گردد. همچنين با مطالعه درسهايي مثل جنگلداري،
بهرهبرداري از جنگل و سياست جنگل ميآموزند كه چگونه با فراهم ساختن
مناطقي براي چراي دامها، ميتوان فشار وارد شده بر زمينهاي جنگلي را كاهش
داد يا چگونه ميتوان چوب مورد استفاده براي ساخت وسايل چوبي و سوخت و
انرژي را فراهم ساخت تا به اين وسيله، هم منافع اقتصادي حاصله از جنگل و هم
اكولوژي آن حفظ گردد.
موقعيت شغلي در ايران :
ايران
با داشتن 24 تا 25 درصد بيابان از مجموع وسعت كشور، با مشكل مهم و حياتي
فرسايش خاك رو به رو است. اين فرسايش، مشكلات اقتصادي بسياري را در
كانونهاي بحراني كشور ايجاد كرده است و تنها راه مبارزه با آن، احياي پوشش
گياهي مناطق بحراني و حفظ و صيانت از جنگلها است. به عبارت ديگر،
فارغالتحصيلان توانمند اين رشته چون هم از اطلاعات فني - مهندسي و هم از
علوم طبيعي و اقتصادي و اجتماعي مربوط به مناطق جنگلي برخوردار هستند،
فرصتهاي شغلي مناسبي دارند كه از آن جمله ميتوان به كارشناس متخصص در
تهيه طرحهاي جنگلكاري و جنگلداري و ساير طرحهاي مربوط به حفاظت و توسعه
جنگلها در سازمان جنگلها و مراتع كشور، وزارت جهاد كشاورزي، شهرداريها،
سازمان پاركها و فضاي سبز و سازمان محيط زيست اشاره كرد. همچنين همكاري
با شركتها و مؤسسات مجري طرحهاي راهسازي در زمينه نقشهبرداري، طراحي و
محاسبه و اجراي راهها و جادههاي جنگلي، فعاليت در شركتهاي مشاوره منابع
طبيعي به صورت همكاري در طرحهاي جنگلداري خصوصي و شركتهاي بهرهبرداري
از جنگلها از جمله فعاليتهايي است كه فارغالتحصيلان مهندسي منابع طبيعي
گرايش جنگلداري ميتوانند در آنها حضور داشته باشند.
دروس تخصصي گرايش جنگلداري:
اندازهگيري
جنگل، جنگلشناسي، جادهسازي، جنگلداري، اقتصاد جنگل، بهرهبرداري جنگل،
خاكشناسي جنگل، اكولوژي جنگل، درختشناسي، شناخت حيوانات شكاري، پاركهاي
ملي و جنگلي و پرديسها، سياست جنگل، حمل و نقل چوب، حمايت جنگل،
جنگلكاري و نهالستانهاي جنگلي، صنايع چوب، جلسه بحث، طرح جنگلداري.
گرايش علوم و صنايع چوب و كاغذ:
علوم
و صنايع چوب و كاغذ مجموعه علوم و فنوني است كه با فراگيري آنها دانشجويان
در زمينه نحوه رويش و توليد چوب و عوامل مؤثر بر آن، اختصاصات ساختماني و
طبقهبندي و درجهبندي چوبها و كاغذها، خواص فيزيكي، مكانيكي، شيميايي و
كاربردي چوب و كاغذ، تبديل شيميايي و مكانيكي و نيز بازرگاني و داد و ستد
چوب و كاغذ و توليدات آنها آگاهي لازم را كسب ميكنند.
موقعيت شغلي در ايران :
فارغالتحصيل
علوم و صنايع چوب و كاغذ ميتواند به عنوان مديرفني در بخشهاي دولتي يا
خصوصي مجتمعهاي چوب و كاغذ و كارخانجات توليد چوب فعاليت كند يا به عنوان
كارشناس در دفاتر فني سازمان جنگلها و مراتع مشغول به كار گردد.
دروس تخصصي گرايش علوم و صنايع چوب و كاغذ :
فيزيك
چوب، شيمي چوب، مديريت صنعتي، چوببري ، روكش و تخته لايه ، استاندارد و
درجهبندي چوب، صنايع مبلمان، مكانيك چوب، تخته خرده چوب، تخته فيبر،
چوبخشككني، تكنولوژي تهيه خمير كاغذ، حفاظت كار و ايمني در صنايع چوب،
بازار چوب، سازههاي چوبي، كنترل كيفيت محصول، كاغذسازي، جلسه بحث.
تواناييهاي لازم :
آيا ميشود پرندهها را از روي كتاب شناخت يا با حياتوحش در فضاي دانشكده
آشنا شد؟ بدون شك، چنين چيزي امكانپذير نيست. زيرا بومشناسي به معناي
خانهشناسي است؛ يعني بايستي به درون طبيعت رفت و از نزديك با اصول حاكم بر
آن آشنا شد و معضلات و مشكلات زيستمحيطي را در خود طبيعت شناخت و سپس در
صدد ارائه راه حل برآمد.به همين دليل دانشجوي منابع طبيعي بايد به طبيعت
علاقهمند باشد و با صبر و حوصله و تلاش و كوشش بسيار، رمز و راز حيات را
از طبيعت بياموزد.علاقه و عشق به طبيعت و محيطزيست لازمه اين رشته است؛
زيرا بدون عشق نميتوان هفتهها در صحرا، جنگل، دشت يا تالاب براي بررسي
رفتار يك حيوان يا پيدا كردن يك گونه خاص حيواني يا گياهي حضور داشت و
بعضاً شرايط نامساعد جوي يا حشرات موذي مثل ساس، كنه، عقرب و ... را تحمل
كرد.همچنين دانشجوي منابع طبيعي بايد از هوش و خلاقيت سرشاري برخوردار باشد
تا بتواند مشكلات محيطزيست را به خوبي و به درستي ببيند و راه حلي براي
آن مشكل بيابد. چون مشكلات زيستمحيطي صبر نميكنند تا ما هر زمان كه دلمان
خواست به فكر چارهانديشي بيفتيم و امكان دارد يك مشكل در زماني كوتاه به
يك فاجعه تبديل شود. در مورد توانمنديهاي لازم براي هر گرايش نيز بايد گفت
كه دانشجوي محيطزيست بايد در زمينه صنعت، فرهنگ، سياست و اقتصاد اطلاعات
عمومي خوبي داشته باشد و بتواند درباره مسائل ياد شده ابراز عقيده كند.
زيرا محيطزيست به دانشجوياني كه دروس را حفظ كنند، نيازي ندارد. بلكه
دانشجوياني بايد وارد اين رشته شوند كه براي مشكلات زيستمحيطي پروژه و طرح
ارائه داده و خود مجري طرحهايشان باشند. در گرايش مرتع و آبخيزداري نيز
چون داراي دو جنبه مرتع و آبخيزداري است، دانشجوياني با علايق و
توانمنديهاي متفاوت ميتوانند جذب آن شوند.براي مثال، ما در اصلاح يك
منطقه هم ميتوانيم روي پوشش گياهي و هم روي مسائل فيزيكي، مثل ايجاد
سدبندهاي كوچك بر روي آبراههها تأكيد داشته باشيم. در اين ميان، آنچه با
پوشش گياهي ارتباط دارد به مرتع باز ميگردد و آبخيزداري بيشتر به مسائل آب
و مسائل مكانيكي مثل سد، ارتباط دارد. از همينرو، دانشجوياني كه پس از
فارغالتحصيلي ميخواهند در زمينه آبخيزداري فعاليت كنند، بايد در دروس فني
مثل رياضي و فيزيك قويتر باشند. بخش مرتع اين رشته نيز بيشتر به
محيطزيست، شناخت گياهان مختلف و شناخت اكولوژي مرتبط ميشود.
دروس ترم اول دانشپذیری:
دروس عمومی:( 8 واحد)
1-فارسی عمومی 2-زبان انگلیسی عمومی 3-اندیشه اسلامی
دروس اختصاصی:( 8 واحد)
1-ریاضی 2-شیمی 3-گیاه شناسی
شهریه کلاس های ترم اول دانشپذیری :
شهریه
مصوب وزارت علوم مبلغ 4/550/000 ریال می باشد که دانشپذیران محترم جهت
اطلاع از نحوه تخفیفات می توانند با مسوول امور مالی موسسه هماهنگ نمایند.
دوره جدید پذیرش دانشجو در دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور در سال تحصیلی 92-93 صورت میگیرد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید.
غرب (پونک):44441901 شرق و شمال (سیدخندان):22886447